مرز باریک قضاوت
ما یک عبارت خوبی از این غربیها یاد گرفته ایم تحت عنوان *دونت جاج پیپل* که ترجمه اش می کنیم “در مورد مردم قضاوت نکن”.
اینجا قضاوت به معنای حکم دادن نیست، چون بدون شک کسی چنین قدرتی ندارد، بلکه به معنای ارزش گذاری اخلاقی دیگران است.
خوب، تا اینجا فرمایش متینی است و و مانع آن میشود که آدمهای یک جامعه با اطلاق صفت به یکدیگر، آزادی عمل را از هم بگیرند. همان چیزی که روال رایج جوامع سنتی است و حتی گاهی حکومتهای دیکتاتوری هم به عنوان ابزار کنترلی از آن استفاده میکنند.
حالا فرض کنید من جایی بنویسم:
آن زن لخت میرقصید.
یا
آن زن با چادر میرقصید.
صرفن آن زن، پوشش آن زن، و عملی را که انجام میداده، توصیف کردهام چون به نظرم جالب بوده. این جور توصیفی نوشتن کار من است. این که شاخکهای خواننده به لخت یا به چادر یا به رقص حساس است و همان لحظه تصویری در ذهنش شکل میگیرد و احساسی پیدا میکند، دست من نیست. خواننده نمیتواند به خاطر تصویر ذهنی خودش در آن لحظه من نویسنده را شماتت کند که این زن را مورد قضاوت قرار دادهام، چون قضاوت بار اخلاقی دارد و من آخر هیچ کدام از این جملهها نگفتهام ” چه چندش آور” یا ” چه پسندیده”.
حواسمان باشد که گاهی با یه کار بردن نسنجیده ی *قضاوت نکن* ، حق سادهی حرف زدن را از دیگران میگیریم.
