یک موقعهایی زندگی به طرز عجیبی معمولی میشود. صبحهای معمولی، شبهای معمولی، دغدغههای معمولی. امشب چی بخوریم… آخر هفته چه کنیم…. تعطیلی بعدی کی است… رییس چرا قیافه گرفته….دستمال کاغذی نداریم….و سخت است. زندگی روزمره همیشه و همه جای دنیا سخت است. وقتی امروز و فردا و دیروز و پریروز شکل همدیگرند.

شیراز گفته است:
دی ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۱ ق.ظبازدید شیراز
آی گفتی… آی گفتی!
حتی دیدن فیلم بی نظیر Avatar هم چیز زیادی رو عوض نکرد! الان یاد جشنوارههای فیلم فجر افتادم! چه هیجانی…چه حبابی…
شایذ راسته که بعضی وقتا باید یه کوسهماهی توی أکواریم زندگی انداخت!
راستی اگه یه انتگرال معین از لحظه تولد تا الان بگیریم حاصل چبست؟
(اینجا: انتگرانت رو بگذارید زندگی)
م گفته است:
دی ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱:۱۲ ق.ظبازدید م
این موقعی است که هشیارانه ناامید میشوی.یعنی همه زندگی به دنبال سرگرمی بودی و حالا کمی در بی حوصلگی عمیق میشوی.در هر چیزی وقتی بیش از حد عمیق شدی لذتبخش میشود حتی درد حتی رنج و بی حوصلگی.
سایه گفته است:
دی ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۱ ق.ظبازدید سایه
سلام من امروز برای اولین بار به وب زیبای شما سر زدم وجالبه که پستی که اینجا خودم با پست امروز من تناسب موضوعی داره خوشحال می شم به من سری بزنی البته من بر خلاف شما تازه شروع به نوشتن کردم.
عید نو گفته است:
دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۳:۵۳ ق.ظبازدید عید نو
خیلی نوشته هاتون روان و ملموسند.