ماله کشی خشونت

من شش هفت ساله بودم که برای اولین بار رفتم مشهد و وارد حرم شدم .   یک چادر گل گلی داشتم که با مصیبت گره زده بودم زیر چانه ام و با ترس و احتیاط بین مادر و خاله‌ام راه می‌رفتم. وحشت هم کرده بودم از زیادی جمعیت.
باری، یک دفعه یک دستی از پشت هلم داد و کوبیده شدم به زمین و یکی هم لگدم کرد و تقریبن از روی من رد شد. طبعن دردم آمد و دماغم خون آمد و گریه هم کردم. ضربه زننده ها رفته بود، ولی مادرم دیده بودشان که هفت هشت نفربودند که چادرهایشان را به هم گرده زده بودند، دسته جمعی وارد حرم شده بودند و برای رسیدن به ضریح هر چه سر راهشان بوده را هل می دادند و می رفتند؛ فرق نمی کرد که بچه باشد یا آدم بزرگ یا مریض محتاج شفا که  آن وسط خوابیده بود و غیره.  رفت اعتراض کند که یکی جلویش را گرفت. توجیه چه بود؟ این که اینها یک مشت زن کشاورز هستند که تمام سال را به امید آمدن به حرم پول جمع می کنند و وقتی می رسند از شوق آقا هیچ چیز جلودارشان نیست و انصاف نیست که ما برویم بزنیم توی ذوقشان، گناه دارند. اوهم  منصرف شد و داستان گذشت و این شد آخرین باری که ما رفتیم مکان زیارتی.

من گمان می کنم که این اولین باری بود که  من با چیزی مواجه شدم به اسم توجیه خشونت. توجیهی از جنس آنها هم طبقه‌ی ما نیستند و در شان ما نیست که حتی به آنها اعتراض کنیم! روندی که سالها در زندگی من در جامعه‌ی ایرانی تکرار شد.

آنها که در خیابان‌ها به ما متلک جنسی می‌گفتند، یک مشت آدم بدبخت محروم بودند که چیزی به نام زن در زندگیشان ندیده و نشنیده بودند. بنابراین می‌توانستند خشونت کلامی مرتکب شوند و در شان ما نبود که معترض شویم.

زنی که هفته‌ی پیش، چهارپایه را از زیر پای آدمی کشیده و منتظر شده  تا طرف دست و پا بزند و بمیرد، از خاستگاه اجتماعی دیگری است که حقوق بشر را برابر  بی خدایی می‌داند و مبادا کسی نقدش کند، چون لابد عذاب وجدان هم مخصوص طبقه‌ی ماست و مال او نیست.

آنهایی که اسمشان بسیجی بود و سالها باتوم گرفته بودند دستشان و ما را تهدید می‌کردند، یک مشت بچه‌ بودند از خانواده‌ی فقیر که بالطبع عقده هم داشتند و ما آن‌قدر با آنها هم‌کلام نشدیم و اعتراض نکردیم که شدند چهار پنج میلیون فاشیست بغل گوش خودمان که چهار سال پیش وضو گرفتند و با شناسنامه‌ی تقلبی رای دادند و امسال وضو گرفتند و زدند و کشتند.

سوال اینجاست: ما تا کی خشونت را توجیه می کنیم وخشونت گر را با عنوان این که نمی فهمد و از طبقه ی اجتماعی فلان و بیسار است، تحقیر؟ ما تا کی اصرار داریم که به پایمال شدن حقوق اولیه‌‌مان اعتراض نکنیم، چون پایمال کننده از جنس دیگری است؟ خود این کار یک نوع تحقیر مضاعف نیست؟
گاهی فکر می‌کنم اختلاف طبقاتی اصلی در ذهن ما وجود دارد.  ذهنی که دیگران را موجودات نفهم خطرناکی می‌داند که خشونت کردن جز لاینفک زندگی روزانه‌شان است.



۲۴ نظر به “ماله کشی خشونت”

  1. princess گفته است:


    بازدید princess

    با اجازتون من به این مطلب شما تو وبلاگم لینک دادم.

  2. رویا گفته است:


    بازدید رویا

    آخه می‌دونی مساله فقط گذشت از حق نیست. مثلا به اون زن‌های توی حرم اگه اعتراض هم بکنی کاملا امکان این هست که یک دهن به دهنی بشه که خود آدم بیشتر اعصابش خورد بشه و کلی مسائل بعدی پیش بیاد. مساله کسی که به خاطر بودن در طبقه پایین‌تر خشونت می‌کنه اینه که نمی‌دونه و این مفهموم براش تعریفی نداره. مثل همون جریان آب جوش روی گربه ریختن. دیدی که طرف فقط چهارتا فحش حواله من و تویی که دلمون برای گربه‌ها می‌سوزه کرد و دفعه دیگه شاید بدتر هم سر اون گربه بیاره جون احساس می‌کنه که وقتی داره این‌کار رو می‌کنه هم‌زمان داره انتقامش رو از ما هم می‌گیره. نمی‌دونم باید چی‌کار کرد ولی.

  3. سامی گفته است:


    بازدید سامی

    من همش در مورد همه‌ی این چیزایی که گفتی و هزار تا چیزِ دیگه به این فکر می‌کنم تو این سی‌سال چه بلاهایی که سرمون نیومد. و‌الا کی عادت داشتیم به این کارها؟

  4. حسین گفته است:


    بازدید حسین

    خب حرفهایت به طور وحشتناکی درست و دردناک است. نباید به این بهانه ها اجازه ترویج خشونت داده شود. ولی بنظر من منظور از برخورد نکردن نه این است که بگذاری به حال خودشان بمانند، شاید هدف پیدا کردن راه حلی باشد که تو مجبور نشوی برای نفی خشونت، خشونت بکار بری.

    از نظر من عنصر مفقوده در اعمال آن افراد آگاهی است. هدف ما باید آگاهی بخشی باشد و مبارزه با هر مانعی که به عمد یا غیر عمد جلوی رشد این آگاهی را گرفته اند باشد.

  5. حقوقدان پاریسی گفته است:


    بازدید حقوقدان پاریسی

    با حرفهای رویا و حسین موافقم. من خودم همیشه اهل اعتراض بوده ام ولی دهن به دهن شدن و بدتر از کار و حرف اول را تحمل کردن آسان نیست و ربطی هم به طبقه ندارد. همین پارسال که ایران بودم تو گیشا در پیاده رو راه می رفتیم که دختر « ظاهرا » خیلی شیک و پیکی برای پارک کردن به طور ناگهانی وارد پیاده رو شد و نزدیک بود ما را زیر بگیرد. مامان اعتراض مودبانه ای کرد. دخترک چنان فریادی کشید و فحشهایی حواله ما کرد که نه دیدنی بود و نه شنیدنی و حقیقتا از چنین خشونت بی موردی دهنم باز مونده بود و بازوی مامان رو کشیدم تا ادامه نده. همون موقع هم تو وبلاگم نوشتم که خشونتی که در کلام و رفتار آدمها هست منو هر بار بیش از هر چیز از ایران فراری می ده. تنها راهش مسلما آموزش و آگاهی هست ولی این آگاهی رو کی می ده؟ تلویزیون ملی که خودش حتی در برنامه های مثلا طنزش مروج خشونت هست؟

  6. سرمه گفته است:


    بازدید سرمه

    من روز اول که داستان چارپایه را شنیدم مثل همه شوکه شدم اما کم کم واکنشهای وبلاگی هی متمایل ترم کرد به این ماجرای پیشینه فرهنگی و اینها. چرا؟ چون اعتراض به خشونت راه دارد. با فحش دادن و توهین کردن و تحقیر کردن فرق دارد. شکی نیست که به این حرکت باید اعتراض شود اما اعتراض نیاز به فکر و سنجیدن جوانب دارد. اعتراض باید مفید باشد. باید در جهت مقصود باشد. به یک مزاحم خیابانی میشود ایستاد و فحش داد و دری وری گفت و احیانا چهار مدل تحقیر در جا حواله اش کرد. اما یک آپشن دیگر فرضا این است که هزینه کارش را بالا ببری. مثلا پلیس یا داد و بیداد طوری که با جلب توجه دیگران عمل خطا در محل محکوم شود. به قول معروف بنشین و بتمرگ به یک معنی است. ولی بنشین مقاومت ایجاد نمی کند و بتمرگ می کند.
    می دانم بهتر از من اینها را می دانید. می خواهم بگویم بیشتر نحوه اعتراض مخالفین اعدام بعد اعدام بهنود بود که واکنش ایجاد کرد و نه نفس اعتراض. من احساس می کنم بعضی مخالفین اعدام در حیطه وبلاگها مرتبا دارند واکنش منفی ایجاد می کنند و از مقصود خود دورتر می شوند.

  7. ترسا گفته است:


    بازدید ترسا

    اتفاقن حرف همینه. ما به خشونت اعتراض نکردیم چون داشتیم محاسبه همین هزینه ها رو می کردیم که کامنت گذاران محترم فرمودند. نتیجه اش این شد که امروز باید هزینه بیشتری بکنیم. امروز هم اگه دائم بخوایم محاسبه هزینه بکنیم چند سال بعد خودمون عین هزینه خواهیم بود.

  8. شاسکول گفته است:


    بازدید شاسکول

    خیلی مختصر و مفید به اصل ماجرا پرداختی
    سایه
    من از وب یکی از دوستانم میام
    پرنسس
    در مورد یه بحثی، منو ارجاع ادا اینجا
    اومدم و خوندم دیدم حرفت حسابه
    اما . . .
    من هرگز متعرض این آدمها نشدم و هر بار هم _به ندرت_ شدم عوارض بدی گردنگیرم شده
    اگر بسیجی بوده، کتکک مفصل خوردم
    اگر راننده اتوبوس بوده بازم کتک مفصل خوردم و اگر لات ِ مذهبی یا غیر مذهبی بوده باز هم کتک ِ مفصل خوردم!
    یه ضرب المثل انگلیسی هست
    میگه هیچ وقت با خوک کشتی نگیر، چون اون از این کار لذت میبره
    به اعتقاد من درگیر شدن با اینجور آدمها خودبخود تو رو به سمتی سوق میده که مثل خودشون بشی
    چون زبان منطق که ندارن
    و خب هر جا هم که منطق از کار بیافته، زور بازو به کار میاد
    قبول داری؟

  9. سمیرا گفته است:


    بازدید سمیرا

    من هم در تاکسی هم اگر کسی جمع و جور نمی نشست از ترس این که حرف ناجوری بشنوم سکوت می کردم و عرضه نداشتم که اعتراض کنم. حق با تو هست . این کار خیلی اشتباهی هست و خودش مروج خشونت هست

  10. دوست گفته است:


    بازدید دوست

    سایه عزیز
    من در متن تو تنافض دیدم .تو در نوشته ات معترض این بودی که چرا ما در مقابل کسانی که به نوعی رفتار خشونت آمیز دارند ،کوتاه می آییم .چرا با گفتن این حرفها که اینها از طبقه دیگری هستند یا ندارند یا نمی تونند و….خشونت اونها رو توجیه می کنیم ؟این سوالهای تو راهم میارم****ما تا کی خشونت را توجیه می کنیم وخشونت گر را با عنوان این که نمی فهمد و از طبقه ی اجتماعی فلان و بیسار است، تحقیر؟ ما تا کی اصرار داریم که به پایمال شدن حقوق اولیه‌‌مان اعتراض نکنیم، چون پایمال کننده از جنس دیگری است؟ خود این کار یک نوع تحقیر مضاعف نیست؟
    *************
    اما سوال اصلی اینجاست که تو مادر بهنود رو در چه جایگاهی می بینی؟؟؟آیا زنی که پسرش کشته شده از نظر تو حقوق اولیه اش پایمال نشده؟و تحقیر نشده وقتی که دیده مردم بیشتر برای اعدام یک نوجوان قاتل نگرانند تا کشته شدن یک نوجوان مقتول؟واقعا کدوم توجیه خشونت هست ؟کسی که در یک دعوا زده یک نفر رو کشته و یکبار هم حضورا از خانواده مقتول خصوصا مادرش(بر حسب گفته مادر)عذرخواهی نکرده یا کسی که نتونسته ببخشه و چهارپایه رو کشیده ..! من عمیقا با اعدام مخالفم اما مثل شما نمی خوام برای فرار از افتادن یکطرف پشت بوم اونقدر عقب برم که از طرف دیگه پشت بوم بیفتم .بهرحال هرچند اعدام بهنود و حرفهای مادر نصر اللهی بسیار غم انگیز بود اما نباید فراموش کرد کسی که مسبب این جریان بوده در وحله اول خود بهنود بوده نه قانون نه مادر احسان و….من شخصا تو رو ادم بسیار روشنفکری می دونم(با شناختی که از نوشته هات دارم)اما سایه جان !چرا یکبار تو از کشته شدن غم انگیر احسان نصرالهی ننوشتی؟آیا کشته شدن اون غم انگیز نبود؟ اون مورد خشونت نبود؟امیدوارم جوابم رو بدی ممنون

  11. daaneshmand گفته است:


    بازدید daaneshmand

    اعتراض به آدمی که تعریفش از همه چیز با ما فرق داره، فایده نداره.
    اگر چیزی ممکنه پسری که تو خیابون دخترها رو انگول میکنه رو عوض کنه، جر و بحث ِ خیابانی نیست. آموزشه. آموزشی که قربانی خشونت نمیتونه همونجا و همون موقع بده. من توی خیابون تو گوش ِ یه پسری که بیشگونم گرفته زدم. و بلند بلند و برای جلب ِ توجه ِ دیگران گفتم کثافت و فلان و فلان. نتیجه این شده که همه پسرهایی که از یه دبیرستان بیرون آمده بودند هرهر به من خندیدن و آقای بیشگون بگیر هم لبخند زنان رفت.

    بسیجی هایی که الان وضو میگیرند و آدم میکشند، همون بچه های فقیر عقده ای بودند که در جمع بقیه جامعه راهی نداشتند ولی در مدرسه مصباح و مسجد و کمیته مقاوت ِ بسیج داشتند: غذای گرم و جای خواب و آموزش ِ دینی دیدند.

    نمیدونم گناه ِ کیه که اینطور شده، فکر میکنم گناه ِ فقره. چیزی که بین ِ همه اینها مشترکه اینه که فقیرند. یعنی توی این بسیجی های آدم کش ِ تو خیابون کسی نیست که باباش کارخونه دار باشه، اما از شدت علاقه به رهبری تو خیابون باتوم بگیره به دستش.
    البته کما اینکه الان پولدارهای این مملکت عده ای سپاهی ِ خطرناک ِ دست به خون آلوده اند.

  12. True Lies گفته است:


    بازدید True Lies

    این گفتن ها و اعتراض ها در این جامعه به این دلیل اینهمه هزینه بر است که قانونی نیست که در نهایت ( در صورت رسیدن کار به جاهای باریک) از تو حمایت کند. حتی وقتی به کسی می گویی توی خیابان آشغال نریز یا توی مترو سیگار نکش یعنی توی این بدیهیات هم پلیس و قانون پشتیبان تو نیست توی آن مواردی که ذکر کردی که جای خود دارد.

  13. مصطفی گفته است:


    بازدید مصطفی

    سلام
    از بین مثال هایی که زدی مثال مربوط به زنی که هفته‌ی پیش، چهارپایه را از زیر پای آدمی کشیده با بقیه خیلی فرق دارد در این مثال قانون به ابن زن این حق را داده است و به نظرم نباید انتقاد را متوجه آن زن کرد مشکل در اینجا این است که قانون حق را برای کسی قائل شده که ما فکر میکنیم او این حق را ندارد.

  14. فریبا گفته است:


    بازدید فریبا

    من شخصاً تحمل رفتارهایی مثل متلک گفتن و انگولک ها و تو صف زدنها و حق خوریها رو ندارم . اصولاً با ساکت موندن و کشتی با خوک و این حرفها کاری ندارم . فکر کنم خیلی نوع رفتار ما به کاراکترمون بستگی داره . سایه جونم لینک کامپلکس خرچنگ و فیلان من رو با لینک جدیدم عوض می کنی ؟

  15. بهار گفته است:


    بازدید بهار

    ولی سایه جان این نوع تفکر اونقدر ریشه دوونده تو کشور ما که خیلی از کسانی که خودشون حامل این نوع عقده ها و … هم هستند متاسفانه شدند روسای مملکت و قاضی و وکیل مجلس و … بعد در نهایت تو اگر به اونها اعتراض کنی، چون اصلا بیس دیدگاهت با اونها فرق داره، بدتر به تو حمله میکنند و ماجرا بدتر میشه، بعد اونهایی که حتی به حکم قانون (یعنی جایی که قانون هم با تو هست و از تو حمایت میکنه) باید از تو حمایت کنند؛ در مقابل تو در می آیند و حق رو میدهند به اون آدمه که داره توهین میکنه داره انگولک میکنه و … ببین مثلا بر اساس قانون کشور ما همین مزاحمت خیابانی جرم است و … اما اگر بروی به پلیس بگی فلانی مزاحمم شده؛ اول میگه خودت چی کار کردی که اون مزاحمت بشه و …
    آدمهایی که تو کشور ما هستند، چه بخواهیم و چه نخواهیم، در یک کشور جهان سومی زندگی کرده اند که دولت برای حکومت بر اونها معمولا اونها رو از “آگاهی” دور نگه داشته، به همین دلیل این آدمها وقتی هم میشن پلیس و مامور و رییس و وکیل و وزیر و … قبل از اینکه از قانونی که باید بهش عمل کنند اطاعت کنند؛ از فرهنگشون و تفکرشون و عقایدشون دستور میگیرند و عمل میکنند؛ اینه که اعتراض به چنین آدمهایی بدتر برای آدم هزینه مند میشه چون فرد مقابل فرهنگش با تو یکی نیست و از طرف دیگه، مجری های قانون هم طرف اون رو میگیرند و … بعد میبینی که تو بدتر بازنده ماجرا شدی.
    این آدمها باید عوض بشوند از طریق فرهنگ سازی اما متاسفانه ابزار تغییر این آدمها دست من و تویی که فکر میکنیم کار اونها اشتباهه نیست. صرفا مشکلات مادی هم نیست. این برنامه تی وی ج.ا رو که دیدم اتفاقا حسم این بود که خانواده احسان از یک خانواده متوسطی بودند تقریبا. ظاهر که نشون نمیداد خانواده مستمندی باشند.

    در ضمن برای کسانی که میگن بهنود عذر خواهی نکرده، کلی لینک هست در نت که نامه هایی که بهنود براشون نوشته رو حتی قبل از اعدام منتشر کرده.
    به نظر من این مادر مشکل روحی داشته و یک جایی توی زندگی اش به شدت شدت تحقیر شده (کجا نمیدونم) و اینجا تنها جایی بوده که میتونسته اعمال نظر کنه و کرده. کاش یک نفر این ادم رو ببره روانکاو.

  16. علیرضا گفته است:


    بازدید علیرضا

    دلیل “توجیه” در همچی مواردی (بی توجه به محتوای توجیه) به نظرم ترسه.. ترس از تشدید خشونت طرف مقابل و ترس از ناموثر بودن اعتراض.
    هر دو ترس هم به جا هستند..مشکل تا حدودی ناشی از اینه که چه قدر و چه جوری اعتراض کردن رو گاهی بلد نیستیم و البته این که از حمایت اطرافیان در این خصوص مطمئن نیستیم. هر دو ش هم قابل حل و در حال حله ظاهراً !

  17. شیراز گفته است:


    بازدید شیراز

    سلام سایه
    سر پیچ بالاترین دیدمت…

  18. محمد رضا گفته است:


    بازدید محمد رضا

    خیلی جالب بود. منم چند وقت قبل داشتم به همین فکر میکردم. قبلا عده ای آدم حقیر (از نظر اجتماعی که چیزی برای ارائه در سطح جامعه و دلبستگی به اون نداشتن یعنی نه هنری نه خاندانی نه سوادی نه پولی نه شخصیت و….) میرفتن به یه جایی مثل ساواک خودشونو می چسبوندن تا قسمتی از نداشته هاشونو جبران کنن. حالا تو این زمونه میان می چسبن به بسیج و سپاه و نهاد های اطلاعاتی تا این حقارت رو برطرف کنن. همین عده قدرتشون رو در بی نظمی و دور زدن قانون می دونن.قانون هم مجموعه ای از عرف و عادت و قوانین بشریه. متاسفانه از همین قشر یکی اومده به جایی رسیده که حقش نیست و خودشو رئیس جمهور می دونه. قشری که همه چیز رو فدای بزرگتر شدن کاذبشون می کنن.چرا؟ چون فهم ندارن. متاسفانه تعداد زیادی از روسای ما از همین قشر هستند.واقعا کدوم یکی از مناسب مهم واطلاعاتی یا سیاسی ما دست کساییه که علم اون کارو دارن؟؟ سخنم رو با این شعر کامل میکنم. البته گدا در این شعر فقیر مالی نیست بلکه فقیری است از هر نظر فقیره منجمله علم و ادب و خانواده و شعور.
    یارب مباد که گدا معتبر شود
    گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود

  19. Samira گفته است:


    بازدید Samira

    خوب بااین توجیه می شه گفت کسی که آدم کشته دست به خشونت زده. خشونتی که نتیجه اس یه عمل غیر قابل جبران و برگشته. اگر اشتباه نکنم شما می گید باید قاتل رو بخشید. این نمی شه ماله کشی خشونت؟ جواب و توجیه شما تو این زمینه چیه؟

    ————————————————————————————————-

    جواب من اینه که شما یک دفعه دیگه نوشته رو از اول بخونید.

  20. محمد گفته است:


    بازدید محمد

    یه نکته در مورد اشاره ات به اعدام بهنود، به نظرم درست نیست مقایسه ی این مورد با موارد دیگری که لیست کردی. در مورد بهنود، به نظرم مقصر اصلی قانونه که تنها امکانی که برای تنبیه قاتل فراهم می کنه مجازات اعدامه. خانواده ی مقتول باید انتخاب کنند بین کشتن قاتل، و آزاد کردنش. اگر قانون امکان مجازات زندان برای قاتل رو فراهم می کرد، وضع خیلی فرق میکرد.

  21. سانی گفته است:


    بازدید سانی

    من باهات موافقم.
    ما نقش خودمون را در جامعه ندیده می گیریم و فکر نمی کنیم که این هم مسوولیت شهروندی ماست که واکنش نشون بدیم به خشونت، به بد دهنی، به متلک. مسلما انتظار زیادیه که فکر کنیم طرف در لحظه شرمنده بشه و عذر خواهی کنه. ولی واقعیتش اینه که هر برخوردی، هزینه ی خشونت را برای عامل خشونت بالا می بره.
    خیلی جالبه که انتظار داریم یک نهاد تربیت کننده توی جامعه وجود داشته باشه بدون اینکه متوجه بشیم که این یعنی باور به حکومتی که درست و غلط مردم را بهتر از خودشان می داند.

  22. الینا گفته است:


    بازدید الینا

    من یک چیزی رو نمی‌فهمم و اون‌هم
    ذهنیت آدمی که خشونت رو اعمال میکنه راجع به کارش؛

    این بسیجی که میگه آقامون گفته اینا کافرن پس باید بمیرن

    این زن که توکل نکردن به خدای مردم رو بهونه ی انتقامش کرده

    چرا همه فکر میکنن کارشون درست ئه
    و ما فکر میکنیم کارشون غلط ئه

    خشونت خیلی بد ئه

    اما بدتر از اون
    ذهنیت
    باور آدم ها
    فکر ها
    فرهنگ ئه
    که داره ما رو از توی خودمون نابود میکنه

  23. … گفته است:


    بازدید …

    نمی خواستم نظر بدم و کلا چند وقتی میشه که در مورد دین و آموزه های دینی و این حرفا حرف نمی زنم ولی توی صحبتهاتون و کامنت هائی که براتون گذاشته بودن به شعور جمعی آدم های فقیر توهین کردید . یعنی چی ؟ این فهم و شعور بالای شماست ؟ اگر واقعا می خواهید یه موردی رو بررسی کنین لطفا آب نبدید به کل ماجرا . همه هم تو کامنت ها گفتن شمای نویسنده روشنفکر هستید !!! لازم به ذکر هست که بنده نه مسلمان هستم و نه خدایی را می پرستم ولی توهین به شعور جمعی مردمی که مثل خودت و خانواده ات ایرانی هستند و از این مرز و بوم سهمی دارند غیر قابل توجیه. چون الان فقیر هستند یعنی شما به خودتون اجازه میدید که هر توهینی دلتون بخواد بهشون بکنید ؟ یعنی تمام بسیجی های ایرانی همه بچه های فقیر بودند ؟ یعنی همه کثافت کاری ها و تمام عقب ماندگی های ما از فقراست ؟
    آزاده باشید بی خیال دین .
    ————————————————————————————————————–
    :)))))))))))))

    این دقیقن کاریه که من از مردم خواهش کردم نکنند. خواستم با فقیر خوندن مردم به اونها توهین مضاعف نکنند.
    بابا درست بخونید تو رو خدا!!!

  24. … گفته است:


    بازدید …

    بازم سلام . خدائی تو متنب ده بار گفتی اونی که فلان حرکتو زشتو کرده یه آدم بدبخت یا بچه فقیر یا … بوده !
    خودت چرا پس تو نگارشت ازش استفاده می کنی ؟
    حالا که منظورتو فهمیدم معذرت میخوام که شاکی شدم . معذرت می خوام . پوزش مطلبم . بنده رو ببخشید . ولی جدی خودتو بزار جای خواننده ی نقدت و ببین چی برداشت میشه ؟ تو دو خط اخر گفتی نکنین ولی خودت تو چند مورد آدمها رو همینجوری نشونه گرفتی ! جون من بی طرف بشین بخون . فکر کن جای خواننده هستی نه نویسنده . اصلا ول کن . حتما من خواننده ی خوبی نبودم . در هر صورت نفس عمل مورد زیبایی ذو می خواد برسونه که من فهمیدم . ممنون بابت توضیحتون .


پاسخی بدهید

XHTML: از تگ های زیر استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>