ما یک عبارت خوبی از این غربیها یاد گرفته ایم تحت عنوان *دونت جاج پیپل* که ترجمه اش می کنیم “در مورد مردم قضاوت نکن”.
اینجا قضاوت به معنای حکم دادن نیست، چون بدون شک کسی چنین قدرتی ندارد، بلکه به معنای ارزش گذاری اخلاقی دیگران است.
خوب، تا اینجا فرمایش متینی است و و مانع آن میشود که آدمهای یک جامعه با اطلاق صفت به یکدیگر، آزادی عمل را از هم بگیرند. همان چیزی که روال رایج جوامع سنتی است و حتی گاهی حکومتهای دیکتاتوری هم به عنوان ابزار کنترلی از آن استفاده میکنند.
حالا فرض کنید من جایی بنویسم:
آن زن لخت میرقصید.
یا
آن زن با چادر میرقصید.
صرفن آن زن، پوشش آن زن، و عملی را که انجام میداده، توصیف کردهام چون به نظرم جالب بوده. این جور توصیفی نوشتن کار من است. این که شاخکهای خواننده به لخت یا به چادر یا به رقص حساس است و همان لحظه تصویری در ذهنش شکل میگیرد و احساسی پیدا میکند، دست من نیست. خواننده نمیتواند به خاطر تصویر ذهنی خودش در آن لحظه من نویسنده را شماتت کند که این زن را مورد قضاوت قرار دادهام، چون قضاوت بار اخلاقی دارد و من آخر هیچ کدام از این جملهها نگفتهام ” چه چندش آور” یا ” چه پسندیده”.
حواسمان باشد که گاهی با یه کار بردن نسنجیده ی *قضاوت نکن* ، حق سادهی حرف زدن را از دیگران میگیریم.

Zara گفته است:
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۴ ب.ظبازدید Zara
“آیا نسخهای از اسلام وجود دارد که در آن میشود با لباس خیلی تنگ، جلوی مرد بیگانه لگد کاراته زد ، بالا پایین پرید، حتی حرکات موزون انجام داد، به شرطی که فقط موها را پوشانده باشی؟”
این جمله دو حالت من درش می بینم:
یا جمله پرسشی ساده هست که فکر کنم کل متنی که نوشتی جوابش هست.خب آره معلوم که هست. همون نسخه ای که این آدم هایی که توصیفشون کردی اجرا می کنند.
یا پرسش تاکیدی هست. یعنی البته که چنین اسلامی نیست. در این حالت با توجه به اینکه این ادم ها خودشون را مسلمون می دانند تو غیر رسمی صفت بد فهمیدن اسلام (یا متفاوت با آنچه تو می شناسی ) را بهشون نسبت دادی.
———————————————————–
سایه: پرسش تاکیدی در کار نیست. بد فهمیدن و نفهمیدن اسلام اصلن در تخصص من نیست. فقط این که نسخه های متفاوتی هستند که فرق می کنند با نسخه ای که جمهوری اسلامی به خورد ملت می ده.
سلمان گفته است:
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۵ ب.ظبازدید سلمان
سلام
ممنون از پست بجا و با معنایی که نوشتی
زمان میبره تا همه ی ماها یاد بگیریم که همه چیز رو فقط از دریچه چشم خودمون نبینیم
ولی بالاخره یاد میگیریم
باید یاد بگیریم
محمد گفته است:
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۲ ب.ظبازدید محمد
با نتیجه ی نهاییت کاملا موافق نیستم. همون طور که گفتی مرز قضاوت خیلی باریکه. گاهی اوقات «توصیف» هم میتونه در محدوده ی قضاوت قرار بگیره، چون تو داری انتخاب میکنی که چه جنبه هایی رو توصیف کنی و چه جنبه هایی رو توصیف نکنی. بگذار یک مثال بزنم: یک درگیری رو در نظر بگیر، مثل درگیری فلسطینی ها و اسرائیل. حالا اگه یک خبرگزاری یا اصلا یک نفر، فقط موارد حمله ی فلسطینیها به اسرائیل رو گزارش کنه (یا بالعکس)، آیا به نظر تو این کار فقط توصیفه و قضاوتی در بین نیست؟
حالا این مثال چون در مورد یک درگیری بین دو طرف بود ساده بود، ولی به نظرم در مورد توصیف هایی که از یک شخص میدی هم همین قضیه برقراره. توصیف هم اگر مشخصا انتخابی باشه نوعی قضاوته.
anar گفته است:
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ در ۲:۵۹ ب.ظبازدید anar
من باید بشینم با دقت بخونم و دست بگذارم روی کلمات تا بتونم پیدا کنم دقیقا چه چیزی از این متن به من این برداشت رو میده که نویسنده در قالب توصیف داره نتیجه گیری میکنه. اما منم با خیلی های دیگه موافقم. این متن به نظر من بیطرف نیامد و برداشت من این نبود که توی برای آن زنی که با روسری داره ورزش میکنه حق قائلی که همینجور باشه و روشش رو زیر سئوال نمیبری.
بعضی وقتها اگر متن منظورمان رو نمیرسونه باید تمرین نوشتن کنیم.
Parvin گفته است:
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ در ۴:۰۹ ب.ظبازدید Parvin
سایه’ عزیز،
من الآن یک بار دیگر نوشته ات را خواندم.
درست میگویی. قضاوتی در کار نبود.
اما احساسی که از خواندن نوشته ات به من دست داد، این بود که داری قضاوت می کنی یا اینکه بهرحال خوشایندت نیست. نمیدانم چرا، ولی این احساس من بود از خواندن پستت.
البته سرزنشی هم در کار نیست. چون جوابت به کامنت من خصمانه بود. و با جبهه گیری و حتما این هم بخاطر برداشت تو از نوشته’ من بوده. درحالی که من وقتی داشتم مینوشتم “نباید هم دغدغه’ تو باشد”، یک مهری به تو توی نطرم نهفته بود و مثل این بود که بگویم تو نباید به این مساله حساسیت بیش از حد نشان دهی، و نه اینکه بخواهم مرز دغدغه های تو تعریف کنم و حتما بد بیان کرده ام.
اما باز هم میگویم، هم نوشته ات و هم پاسخت به کامنتهای مخالف نظرت، لااقل در من که خودم را خواننده ای هشیار میدانم این احساس را القا کرد.
به قول سوسکی عزیز و غایبمان یه عالمه بوس و بغل.
——————————————————————————
سایه : حق با شماست. جوابهایم خصمانه بودند. عصبانی شده بودم که منظورم درست برداشت نشده. معذرت می خواهم.
NeghNeghoo گفته است:
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ در ۸:۵۸ ب.ظبازدید NeghNeghoo
برداشت من هم از یادداشتت که آنرا “توصیفی” نامیده ای این بود که نگاهت به پدیده ای که شرح آن را داده ای منفیست. یعنی درواقع یک جورهایی قضاوت منفی درآن نیمه آشکاربود.
سایه گفته است:
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ در ۹:۰۲ ب.ظبازدید سایه
کم کم خودم هم دارم شک می کنم که واقعن چه جوری فکر می کنم.
فکر کنم باید به فرضیه ی بین الخطوط ایمان بیاورم!
زادسرو گفته است:
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۸ ب.ظبازدید زادسرو
من با آن زن لخت بود و فقط یک چادر به سر داشت و می رقصید موافقم. البته اگه اقدام موهنی نباشه
کتایون گفته است:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ در ۲:۰۷ ق.ظبازدید کتایون
آخیش. من مردم بسکه ندونستم تو کدوم وبلاگی
آذر گفته است:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۳ ب.ظبازدید آذر
همان طور که یک کامنت دیگر هم اشاره کرد، توصیف در خودش قضاوت دارد. وقتی تصمیم میگیرید “پوشش” کسی را را توصیف کنید یعنی جنبهای از ظاهرش است که برایتان مهم است، وگرنه دلیلی برای ذکرش نمیدیدید. و وقتی “پوشش” را در کنار “آن زن” میآورید این implication را دارد که چون یک زن به آ> شیوهی خاص لباس پوشیده پس چیزی خلاف حالت عادی است که ارزش توصیف پیدا کرده.
Sayeh گفته است:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ در ۲:۲۵ ب.ظبازدید Sayeh
من صادقانه فکر می کنم این مقدار حساسیت به هر نوشته ی مربوط به پوشش مال ما خارج کشوریهاست.
امروز توی گوگل ریدر دیدم دو تا دوست چادری ام نوشته ی پایینی را شر کرده اند و برایشان موضوع آزاردهنده یا منفی نبوده.
انار می گوید بدون فضاوت نوشتن یاد بگیریم. من فکر کنم بد نباشد بدون قضاوت خواندن هم یاد بگیریم.
anar گفته است:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۰۳ ب.ظبازدید anar
Sorry I can’t type in Farsi on this computer.
I didn’t say we should learn eriting without judging. You said you have tried to not judge…I said it doesn’t come across as such. You have not been successful in your writing if that was the goal.
anar گفته است:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۳ ب.ظبازدید anar
what is “eriting”?! I mean writing.
NeghNeghoo گفته است:
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ در ۹:۳۳ ب.ظبازدید NeghNeghoo
ببین من اصلاً فکر می کنم مشکل در همان جمله ی اولیست یعنی “دو نات جاج پیپل”. راستش بنظرم وقتی درمورد کسی، یا چیزی، یا پدیده ای “اظهارنظر” می کنیم عیر ممکن است این اظهارنظر خالی از قضاوت باشد. چون قاعدتاً اگر نسبت به سوژه بی تفاوت باشیم، اظهار نظری هم نمی کنیم. جمله ی خالی از قضاوت فقط می تواند یک جمله ی خبری باشد مثلاً بگوئیم هوا خیلی سرده. این هم معمولاً در حوزه ی گویندگان اخبار است.
شیراز گفته است:
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۶:۱۷ ب.ظبازدید شیراز
ببین خواهر
شما هرچی بگی و هرجوری توصیف کنی باز یکی پیدا میشه که یه چیزی بگه. البته اونم حق داره که یه چیزی بگه ها.
شما کار خودت رو انجام بده. حتی تحلیل هم کردی… کردی.
زهرا گفته است:
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۹ ق.ظبازدید زهرا
مغز کلام رو ریختی تو عنوان پست….
خودی گفته است:
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۲۸ ب.ظبازدید خودی
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در محکومیت بازداشت گسترده دانشجویان
لینک در سایت سحر سبز :
http://www.saharesabz.com/news.php?extend.160
در نشر آن بکوشید
شباویز گفته است:
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۹:۲۸ ق.ظبازدید شباویز
سایه جان از وقتی اومدی توی وبلاگ جدیدت صفحه ات یه جوری کش اومده .نوشته ها و دسته بندی های سمت راست یه کمی نامرتب و بهم خورده دیده میشه .
فکر کنم باید یه چک بکنی
کرگدن گفته است:
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۵:۲۱ ب.ظبازدید کرگدن
Tazakkore vaghean bejayi bud
!