آن قاب خالی
Published on ۱۰:۱۷ ق.ظ
در خوابهای من آدمها نمیمیرند. همین است که رویاهای سادهام شدهاند کابوسهای تکراری.
سه شب پشت هم است که خواب میبینم رانندگی میکنم به سمت فرودگاه پیرسون. هواپیمای پدرم قرار است بنشیند. در خواب ساعت را نگاه میکنم که دیر نشود. در حال رانندگی برنامه میریزم که کجاها برویم. فکر میکنم که باید زیاد عکس [...]
